وقتی مسئولین تصمیم به اجرای طرح مبارزه با بد حجابی گرفتند ،خیلی از دخترها از ترس جونشون ترجیح دادندکه اصلاپا به بیرون نذارندو خونه نشین بشن ،چرا که واقعا لفظ مبارزه برای این طرح بسیار مناسب و به جاست،مشت ولگدهای نثار شده از طرف مامورین به سر وصورت دخترها حکایت از درستی لفظ مبارزه است.جنگ بین مسئولین وبرمودا پوش ها!
بعد از مدتها به یاد این افتادیم که با بدحجابان برخورد کنیم .کلی نیرو ،وقت وهزینه داریم صرف میکنیم که یکهو نسل بدحجابان را منقرض کنیم و بد حجابی رو ریشه کن کنیم .این همه معضل اجتماعی و بدبختی حالا گیر دادیم به بدحجابی !جوانهای ما از شدت افسردگی و پوچ گرایی بین شیشیه وکراک ونورجیزک دارن غرق میشن و ما بی خیال همه چیز شدیم وداریم ریشه بد حجابی رو از جا در می آریم ،اون هم با بدترین شکل ممکن!
شاید ما خیلی وقته عادت کردیم به جای حل کردن مساله صورت مساله رو پاک کنیم !بیایم کمی فکر کنیم که حالا برمودا پوشیدن یک دختر چه تاثیر بر گرونیه بنزین یا ارزون شدن گوجه فرنگی داره!کمی بیشتر فکر کنیم که آیا مانتوی کوتاه وجههء ملی رو خراب میکنه یا حرفهای بعضی ها در بعضی جاها!اصلا بگیم بد حجابی از همه ء اینها هم بدتره ولی نباید طوری برخورد کنیم که جوان ارشاد بشه تا اینکه از هرچی حجاب و دین زده بشه!آیا این درسته که ما با دیدن یک جوان فوری موضع بگیریم و به شیوه انسانهای اولیه فوری شروع به ضرب و شتم کنیم!کمی مهربونی شاید خیلی چیزها حل بشه به قول شاعر که میگه:
(از محبت خارها گل میشود ) حتما شاعر یه چیزی میدونسته که این شعرو گفته ،شاید هم برای مسئولین این دوره سروده !